سیاسی ۱۸۰
موارد خوب در انتخابات بد

روزگاری دموکراسی یک واژه ی مترداف مادری وغیر قابل تغییر بود واخیرا این کلمه زرق وبرق خود را از دست داده است .
حکومت بوش سخن های بسیار در مورد دموکراسی بصورت عمده گفت اما عقاید دموکراتیک پیدا نمود و از روش های مشارکت دموکراتیک به صورت عملی ارتقاء داده نشد.بدتر اینکه بعضی از تلاش ها نتایج رضایتبخشی را نداشت در انتخابات فلسطین ،آنچه که ایالت متحده می خواست بدست نیامد وپیروزی از آن حماس شد .در عراق انتخابات با حضور معاون ایالت متحده سازمان یافت ودولت را در یک زمان تقسیم نمود واین مستلزم داشتن نیرو واتحاد می باشد.
در ضمن قدرتمندان رژیم در روسیه ،آسیای مرکزی وجاهای دیگر دهه ی گذشته را به آموختن وآموزش واداره کردن انتخابات نمود وخودشان قانون جعلی را بدست آوردند وآن را یک شکل جدید از "مدیریت دموکراسی" معرفی نمودند وقدرتمندان آن را در معانی دموکراتیک استتار کردند.
نتیجه:
یک پس زنی نه چندان دقیق در برابر دموکراسی ،وسپس در برابر ترقی داشت .در این قسمت به دلیل آن که اهانت های مستقیم رئیس جمهور بوش را مورد تعجب وشگفتی قرار داد وبه دلیل تردیدهای موثر،حکومت اوباما در مسیری قرار گرفته است که ایده اش ارتقاء کامل دموکراسی در نسل جوان وبویژه انتخابات می باشد.
در بحث انتخابات افغانستان در ابتدا سخن از هدف های در دسترس وروشن بود وصحبتب از دموکراسی نبود.در سخنرانی cairoرئیس جمهور اوباما خودش در میان حضار که شامل رهبران غیردموکراتیک مصری و...بودند سخنرانی نمود وپیامهای کوتاهش روی دموکراسی کشتن هر گونه اصطلاح بود."من می دانم مباحث زیادی در داخل کاخ سفید ودپارتمان ایالت وجود دارد ومن ازآنها آگاه شدم ،کارها با مقوله ی"ارتقاء دموکراسی " جستجوی مشتاقانه ای در بعد نخواهد بود.
کدام برگ ها با ماست ،در صورتی که با معمای عجیب وغریب ایران روبرو هستیم اکنون برایایران یک نمونه مدیریت کلاسیک دموکراشی پیدا شده است اگر بتواند دموکراسی را درهمه حال فراخواند.ایرانیان ضمانت آزادی سخنرانی وتجمع وفشار را ندارند واحزاب سیاسی محدودیت سنگینی دارند .
یک گروه کوچک از روحانیون انتخاب شدند که امتیاز انحصاری را روی قدرت سیاسی واقعی نگه دارند وبه خوبی بر انتخابات کاندیداها نظارت کردندبعد بتوانند هر گونه گروه های مذهبی خطاکار وابسته را برای فعالیت های شرم آور یا به طور ساده سقوط یا شکستن رد نمایند واشتیاق نامزدهای انتخاباتی را با گشت های پلیس مغلوب نمایند ودر هفته های اخیر نیز چنین کردند.
هدف مرکزی انتخابات ،انتخاب رئیس جمهوری نیست که هدفش توسعه وپیشرفت باشد وکاندیداهای روحانی این شک را تقویت نمود.
به این دلیل ایرانیان مخالف هم در داخل وهم در خارج کشور معمولا حمایتشان را به تحریم انتخابات عنوان نمودند.وهنوز انتخابات ایران روز جمعه آن راتغییر نداد واثبات نمود که چگونه قدرتمند است ودر نهایت غیر قابل جلوگیری می باشد وحتی بیشترین مدیریت سنگین انتخابات است ،انتخابات ایران باید آزاد یا بی طرفی نداشته باشد آنها نباید 2 کاندیدای متفاوت رادیکالی(میرحسین موسوی اصلاح طلبی که در دهه ی 1980 نخست وزیر بود ومحمود احمدی نژاد) را معرفی می کردند.وفشار ها قادر به گزارش حوادثی که اتفاق خواهد افتاد نبودند وایرانیان نیز به حوادث سکوت هیئت انتخاب کنندگان در تعداد بی سابقه ای که ارائه داد توجه نکردند .رای ها نباید با دقت شمرده شوند اما دروغ گفتن تقلبی بزرگترین جرقه به موج راهپیمایی ایرانیان زد که دراین دهه دیده شد.
بله این یک مدیریت برتر بود وعمیقا انتخابات مخالف اصول آزادی وحتی ترکیب دولت ایرانیان را تغییر نداد.بعد از همه ی اینها احمدی نژاد رئیس جمهور است اما فرآیند رای گیری یک شکاف در جایی باز کرد که هیچ خروجی از آن ندارد امکان انتخاب القاء کرد آنچه را که بهنظر رسیده بود یک جامعه انفعالی به معترضین است ومتحدین نامزدهای انتخاباتی به مردم اجازه دادند که نعره های سیاسی در جلو پلیس بدون واکنش آنها (پلیس) بکشند .
ایرانیان زیادی گفتند که رای ها مضحک کننده بوده است وایران به سمت نمایشی حرکت میکند که انتخابات بد بهتر از هیچ می باشد.
آینده چه هست؟
چنانکه من در این فضای مجازی اینترنت می نویسم موسوی زیر توقیف است تا هفته بعد ممکن است او رئیس جمهور باشد یا ممکن است زندان باشد .
به همین نکته اشاره کنم که پیچیدگی دموکراسی حتی در نیمه راه ،آزمایشی،ناقص بودن دموکراسی غیر قابل پیشگویی است که هست البته چرادیکتاتورها سعی دارند آن را در اولین مکان کنترل نمایند؟
موفق باشید
نویسنده:آن بائوم 15 ژوئن 2009 واشینگتن پست
قبل از انتخابات ایران
مترجم:زهرا شریف زاده



