تبليغاتX
چشم انداز
 

سیاسی ۱۸۰

موارد خوب در انتخابات بد

روزگاری دموکراسی یک واژه ی مترداف مادری  وغیر قابل تغییر بود واخیرا این کلمه زرق وبرق خود را از دست داده است .

حکومت  بوش سخن های بسیار در مورد دموکراسی بصورت عمده گفت اما عقاید دموکراتیک پیدا نمود و از روش  های مشارکت دموکراتیک به صورت عملی ارتقاء داده نشد.بدتر اینکه بعضی از تلاش ها نتایج رضایتبخشی را نداشت در انتخابات  فلسطین ،آنچه که ایالت متحده می خواست  بدست نیامد وپیروزی از آن حماس شد .در عراق انتخابات  با حضور معاون  ایالت متحده سازمان یافت ودولت را در یک زمان تقسیم نمود  واین مستلزم داشتن نیرو واتحاد می باشد.

در ضمن قدرتمندان رژیم در روسیه ،آسیای مرکزی وجاهای دیگر دهه ی گذشته را به آموختن  وآموزش واداره کردن  انتخابات نمود وخودشان قانون جعلی را بدست آوردند وآن را یک شکل جدید  از "مدیریت دموکراسی" معرفی نمودند وقدرتمندان آن را در معانی دموکراتیک استتار کردند.

نتیجه:

یک پس زنی  نه چندان دقیق در برابر دموکراسی ،وسپس در برابر ترقی  داشت .در این قسمت به دلیل آن که اهانت های مستقیم رئیس جمهور بوش  را مورد تعجب وشگفتی قرار داد وبه دلیل تردیدهای موثر،حکومت اوباما  در مسیری قرار گرفته است که ایده اش ارتقاء کامل دموکراسی در نسل جوان وبویژه انتخابات می باشد.

در بحث انتخابات افغانستان در ابتدا سخن از هدف های در دسترس وروشن بود وصحبتب از دموکراسی نبود.در سخنرانی cairoرئیس جمهور اوباما خودش در میان حضار  که شامل رهبران غیردموکراتیک مصری و...بودند سخنرانی نمود وپیامهای کوتاهش روی دموکراسی   کشتن هر گونه اصطلاح بود."من می دانم  مباحث زیادی در داخل کاخ سفید  ودپارتمان ایالت وجود دارد ومن ازآنها آگاه شدم ،کارها با مقوله ی"ارتقاء دموکراسی " جستجوی مشتاقانه ای در بعد نخواهد بود.

کدام برگ ها با ماست ،در صورتی که با معمای عجیب وغریب ایران روبرو هستیم  اکنون برایایران یک نمونه مدیریت کلاسیک  دموکراشی پیدا شده است اگر بتواند  دموکراسی را درهمه حال فراخواند.ایرانیان ضمانت آزادی سخنرانی وتجمع وفشار را ندارند  واحزاب سیاسی محدودیت سنگینی  دارند .

یک گروه کوچک از روحانیون انتخاب شدند که امتیاز انحصاری را روی قدرت سیاسی واقعی نگه دارند  وبه خوبی بر انتخابات  کاندیداها  نظارت کردندبعد بتوانند هر گونه گروه های مذهبی خطاکار وابسته را برای  فعالیت های شرم آور  یا به طور ساده سقوط یا شکستن رد نمایند  واشتیاق نامزدهای انتخاباتی را با گشت های پلیس مغلوب نمایند ودر هفته های اخیر نیز چنین کردند.

هدف مرکزی انتخابات  ،انتخاب رئیس جمهوری نیست که هدفش توسعه وپیشرفت باشد وکاندیداهای روحانی این شک را تقویت نمود.

به این دلیل  ایرانیان مخالف هم در داخل وهم در خارج کشور معمولا حمایتشان را به تحریم انتخابات عنوان نمودند.وهنوز  انتخابات ایران روز جمعه آن راتغییر نداد واثبات نمود که چگونه قدرتمند  است ودر نهایت غیر قابل جلوگیری می باشد  وحتی بیشترین مدیریت سنگین انتخابات است ،انتخابات ایران باید  آزاد یا بی طرفی نداشته  باشد آنها نباید 2 کاندیدای متفاوت رادیکالی(میرحسین موسوی اصلاح طلبی  که در دهه ی 1980 نخست وزیر بود  ومحمود احمدی نژاد) را معرفی می کردند.وفشار ها قادر به گزارش حوادثی که اتفاق خواهد افتاد نبودند وایرانیان نیز به  حوادث سکوت  هیئت انتخاب کنندگان در تعداد بی سابقه ای که ارائه داد  توجه نکردند .رای ها نباید با دقت شمرده شوند  اما دروغ گفتن  تقلبی بزرگترین جرقه به موج  راهپیمایی ایرانیان زد که دراین دهه دیده شد.

بله این  یک مدیریت برتر بود وعمیقا انتخابات مخالف اصول آزادی وحتی ترکیب دولت ایرانیان را تغییر نداد.بعد از همه ی اینها  احمدی نژاد رئیس جمهور است اما فرآیند رای گیری یک شکاف در جایی باز کرد که هیچ خروجی از آن ندارد امکان انتخاب القاء کرد آنچه را که بهنظر رسیده بود یک جامعه انفعالی به معترضین است ومتحدین نامزدهای انتخاباتی به مردم اجازه دادند که نعره های سیاسی در جلو پلیس بدون واکنش آنها (پلیس) بکشند .

ایرانیان زیادی گفتند که رای ها مضحک کننده بوده است  وایران به سمت نمایشی حرکت میکند که انتخابات بد بهتر از هیچ می باشد.

آینده چه هست؟

چنانکه من  در این فضای مجازی اینترنت می نویسم موسوی زیر توقیف است  تا هفته بعد ممکن است او رئیس جمهور باشد یا ممکن است زندان باشد .

به همین نکته اشاره کنم که پیچیدگی دموکراسی حتی در نیمه راه ،آزمایشی،ناقص بودن دموکراسی غیر قابل پیشگویی است  که هست البته چرادیکتاتورها سعی دارند آن را در اولین مکان کنترل نمایند؟

موفق باشید

نویسنده:آن  بائوم 15 ژوئن 2009 واشینگتن پست

قبل از انتخابات ایران

مترجم:زهرا شریف زاده

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 23:39 |
 

سیاسی ۱۷۹

اسلام افراطی،شروع یک پایان

 حتی اگر  چکش هایی که دیوار برلین را در سال 1989 هدف گیری کردند در انتهای جنگ سرد نشانه گیری شده بودند وبنابراین باید معترضین سیگنال های ایران را برای مرگ اسلام افراطی به نوسان در آورند واینکه اسلامگراهای افراطی آن ها را متهم به مطرح کردن غرب در این حوادث نموده اند را تغییر بدهند .

چنانکه القاعده وخانواده وتیره ی وی در قدرت تقلیل یافتند وبرای برگردندان توانایی وقدرت خویش به حملات تروریستی روی آورده اند اما خطر حادثه 11 سپتامبر همیشه بزرگتر از حملات کشنده ایی بود که القاعده به خانه خود آورد وآن تهدیدی بودکه ایدئولوژی دشمن  باید به دنیای  بزرگ جهان اسلام  برگردد.

همه تفاسیر این ایدئولوژی  آن را اسلام گرا یا اسلام افراطی سخت نامیدند  اما درهسته درست صلح واحدها  که توسط برداران مسلمان مصری حمایت شد یک عقیده  وجود دارد وآن این است که جهان اسلام توسط غرب قربانی شد وباید از خودش دفاع کند.حتی قبل از آن ایالت متحده به عراق با آتش خشم هجوم برد ورای گیری ها در کشورهای مسلمان حمایت را برای اسامه بن لادن وبرای اهداف القاعده آشکار نمود.وگرنه روشهای دیگری نیز هست.

اگر چنین فکر کنیم پیروزی در کشورهای مسلمان از جمله ایران،سوریه،پاکستان،مصر وعربستان سعودی وجود داشت.تندروهای سخت به طور وسیع ذخیره های جدید شخصی  از جمله سرمایه ها  را فرماندهی خواهند کرد.این مختصری از سناریوی کابوسی است که اکنون به کنار رانده می شود،حتی اگر رژیم ایرانیان موفق شود معترضین وتحمیل کنندگان مجدد انتخابات  رئیس جمهوری محمود احمدی نژاد را با نیروی گلوله متوقف سازد وقاتلین را اسیر ودستگیر نماید وگلوله و..  از دید سران ایران قانونی است که همیشه عنصر رضایت را به خوبی همراه می آورد.

بیشترایرانیان به آیت الله خمینی احترام می گذاشتند  اما هنگامی که جانشینش آیت الله خامنه ای نتیجه انتخابات را اعلام کرد صدها وهزاران ایرانی به خیابان ها ریختند  و تدهین کاندیدایشان را با سرود"مرگ بر دیکتاتور"بیان نمودند. وبه گفته ی  مقاله نویس مصری"هشام قاسم"حتی اگر آنها تمایلشان را برای یک ماه یا یک سال مدیریت نمایند رژیم خون مردمانش را می ریزد و"آن امری فراتر است".

سقوط یا بی اعتباری رژیم درتهران  رابطه دمیدن جسم به اصلاح گراهای جهانی  که ریشه عمیق دارد،خواهد بود که در وهله ی اول تاثیر عمیقی  با انقلاب ایرانیان در سال 1979 روی سیاست گذاشت  وآن دقیقا شکست غم انگیزی رابرای اسلام افراطی به نمایش گذاشت ونتیجه انتخابات بیشتراز 2 سال قبل کاملا  حرکت اسلام گراها را که به  نمایش قوی شان در رای گیری در مصر در سال 2005 ودر فلسطین در سال 2006 شروع شده بود،رابی اثر نمود .

این تمایل در موروکودر  جهت  قضاوت وتوسعه حزب PJD در سال 2007 شروع شد  ویک گروه میانه رو اسلامی که سودهای بزرگی رادر 5 سال قبل ثبت کرده بود انتظار به پیروزی انتخابات پارلمانی بود اما فقط 14 درصد رای ها را کسب نمود ودومین حزب محافظه کار به سلطنت نشست ودر انتخابات شهری رای PJDبه 7 درصد رسید.اردنی ها نیز به رای گیری در سال 2007 رفتند ویک اقدام اسلامی در پیش رو داشتند "ویکی ازآن ها بدترین شکست انتخاباتی از سلطنت مطلقه اردنی ها به صورت پارلمانی در سال 1989 بود."

چنانکه واشینگتن گزارش داده بود آن  حزب فقط با بدست آوردن 6 کرسی از 22 کرسی در رای گیری پارلمانی به پیروزی رسیدوبه صورت بسیار شتابناک 17 کرسی خود را در قوه مقننه از دست داد وجلو رفتن  گروه های گوناگون قومی فقط با اسلام لینک شده بود ودراین که پاکستان به نظر خواهد رسید کشور باروری برای اسلام گراهای افراطی باشد اما با این وجود احزاب اسلامی به خوبی تا 2002 فعالیتی را انجام ندادندهنگامی که مرد قوی پاکستان پرویز مشرف مسیر اصلی  توقیف چهره های سیاسی ...اسلام گراها را بدست آورد 11 درصد از آراء عمومی و63 کرسی در پارلمان را بدست آورد.اما در رای گیری سال گذشته  حوزه  وسیع شد وحساب اسلام گراها به 2 درصد و6 کرسی آنها از 270 کرسی خارج شد وعلاوه برآن به قدرت در شمال  غرب استان فرنیتر که قبلا سنگر ومامن آنها بود،برگشتند.

درآوریل احزاب اسلام گرای اندونزی پدیدار شدند ودر 4 سال 39 درصد آراء را از دست دادند ودر انتخابات پارلمانی این دوره به 30 درصد سقوط نمود.یک رای دهنده 45  ساله  که معاون فروشگاه بود به روزنامه فرنی پرس می گوید:شما نمی توانید هزینه ی اقتصاد بد،بیکاری فقر وجرم را پرداخت نمایید.

سپس در ماه بعد از آوریل انتخابات پارلمانی در کویت پیش آمد جایی که زنان برنده شده بودند ورای ها را ازآن خود کرده بودند وتا سال 2005 آن را برای خود نگه داشتند اما هرگز پست ومقامی را بدست  نیاوردند گرچه سلفی بحث اسلامی را  در مورد کاندیدای زن مطرح کرد ه بود  اما 4 کرسی توسط زنان در پارلمان تسخیر شد  علاوه برآن توهین کردن صدمه ای برای اسلام گراها می باشدکه در آمادگی مجددشان آراء آنها از 21 کرسی به 11 کرسی سقوط کرد وشبکه الجزیره در طی یک گزارش گفت که قطعا  ناحیه خلیج به سمت پیچیدگی می رود.

بالاخره لبنان  یک هیجان انتخابا تی را در این ماه بزودی نگه می دارد وانتظار زیادی داشت که نتیجه پیروزی به نفع حزب الله و متحدانش بیشتر طرفدار غرب ائتلاف 14 مارس باشد در عوض رای ملی همه چیز را عوض نمود فرماندهی  اصلی را در پارلمان  مستقر نمود.البته هر انتخاباتی  دینامیک وانفجار خودش را نمایان می کند وتنظیم محلی ومباحث را انعکاس می دهد اما آنها همه به همان جهت برای  اسلام افراطی اشاره می نماید .

برای حفظ جهت عقیده رای در دنیای اسلام روز به روز محکم تر می شود،در سال گذشته موضوع مقام هیات های  جهانی از سال 2002 تا 2008 بمب های انتحاری در بعضی زمان ها  بود وتصدیق وتایید شد که میزان این عملیات از 74 درصد به 32 درصد در لبنان،از 33 درصد به 5 درصد در پاکستان ،از 43 درصد به 25 درصد در اردن ،واز 26 درصد به11 درصد در اندونزی رسیده است.چنانکه این عمل در جاکارتا متوقف شد.

مردم کمتر پشتیبان حملات تروریستی هستند زیرا آنها از حملات ترویستی می ترسند.

توسعه های نظامی وخودکشی در عراق وپاکستان به نظر می رسد انحرافاتی  از همین نوع باشد هر چه موج نظامی 2007  امریکا باعث پیچیده تر شدن نبرد در عراق شد وتغییر وتحول در این کشور ایجاد نمود ،هنگامی که ردپاهای انجمن سنی  که حمایت شده بودند ویا  در پایداری اشغال ایالت متحده شراکت داشتند  سلاح شان را در برابر گروه شورشی القاعده درعراق  باز گرداندند وامسال دولت مناسب در پاکستان به نظر می رسد که باید قاطعانه در برابر طالبان بایستد ،گرچه منتقدین بسیاری عقیده دارند که اگر حکومت مرکزی نبود توانایی رام کردن افراطی ها را خواهد داشت وآنها را در ناحیه اسوات متوقف نموده است  واکنون نبرد را در داخل منطقه مرکزی وزیرستان دنبال می نماید.

چه توضیحی این واژگونی برای نیروهای افراطی گرای اسلامی دارد؟

واضح است شهروندان پاکستان وعراق توسط بی رحمی های افراطی ها دفع شده بودند چنانکه در کشورهای مسلمان زیادی از جمله اردن،مصر واندونزی نیز چنین بود که حملات خانوادگی تروریسم را تحمل نمودند ونمایش اسلام گراها در قدرت در کشورهای افغانستان وسودان وغزه پیروزی شگفتی را به دنبال نیاورد واینترنت ودیگر تکنولوژی ها ارتباطات نسل جوان مسلمان را گرفتار کرد تا همکاری خود را از این طریق با غرب ارتقاء دهند  واین می تواند درخواست راهی را از حلقه پوک غرب فراهم می کند .

تاثیر ایالت متحده در این امر به خوبی دیده می شود من جمله توسعه در ایران از این نمونه تاثیرات است  که در هفته های گذشته فاش گردید،مذاکره کم واشینگتن و خطوط جنگی طولانی نیز پدیدار گردید .

آیا سیاست های بی مانند رئیس جمهور بوش به کند کردن نیروهای افراطی  تاثیر گذار بود آیا رئیس جمهور اوباما توانست ضد امریکایی های عصبانی را آرام نماید وبه نیروهای ضد رژیم نیرو بخشید آیا هر دو شیوه هایشان درست  می باشد یا نه؟

صرفنظر از علت های تضمینی یک شکست یا بی اعتباری واقعی جمهوری اسلامی ایران می تواند علامت یک شروع پایان اسلام رادیکالی باشد .تاکنون ایران  فقط موقعیت ارتباط در نقش اسلام را داشته است اما حوادث خونین اخیر حرکت قدرتمندانه  ای را دربرابر رادیکالیسم وتئو کراسی در دنیای اسلام به نمایش  خواهد گذاشت اگر رژیم بدان چنگ زند  و وابستگی خود را روی جنگجویان غیرنظامی ودیگر نیروهای امنیتی  افزایش دهد وکمتر رو ی مقامات مذهبی متمرکز شود .البته پر زدن رادیکالیسم بدان معنا نیست که نیازی به ناپدید شدن سیاست های اسلامی نمی باشد .

روشنفکر مصری سعد الدین ابراهیم در روزنامه وال استریت در هفته گذشته نوشت که احزاب اسلام گرا  از این خردکردن ها به باز شدن دموکرات های مسیحی در اروپا  کمک کرده اند.واین در کل نتیجه ای است که غرب بدان زنده خواهد ماند.

موفق باشید

نویسنده:واچیک واشینگتن پست شنبه 27 ژوئن 2009

مترجم:زهرا شریف زاده

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت 23:46 |
 

سیاسی ۱۷۸

نبرد ایران وما

(چگونه یک حرکت می تواند این جو را تفسیر کند؟)

 

اکنون نبرد مشترک برای قلب های ایرانیان وافکار آنها جایی است که نبرد کلی عقیده  باشد.در مقابل دموکراسی ،حکومت ستمگرانه،ملاقات های دیکته شده ی جغرافیای خاورمیانه،مکان هایی مانند عراق،سوریه،عربستان سعودی ودیگر دولت های  عرب تکه های پازلی است که چهره های برجسته آن  نه با سنت های ارزشمند ایالتی ،حک شده اند وریشه های بزرگ اشغال قدرت فارس سرزمین ایرانیان به دوره های  امپراطوری هخامنشی،اشکانی وساسانیان برمی گردد.نزدیک به 70 میلیون نفر سرزمین های بین ثروت نفت دریای خزر  وثروت نفت خلیج فارس را که ایران مفصل کلی جهان مسلمان است را تصرف کرده اند.

قدرت ایرانیان چه نرم چه سخت از مدیترانه تا هندوراس احساس شد ودر عوض تاثیر ایران در غرب لبنان  وغزه قسمتی از یک سنت تاریخی امپراطوری است که نقش شیعه با نفوذ قانونی قدرت روحانی،تظاهرات در تهران ودیگر شهرها صلاحیت پیدا نمود وایران در خاور میانه مکان جارزدن  یک میدا تاریخ جدید وسیاست های مرکز آسیا می باشد.

موسسات دولتی ایران باوجود نیتهای شایع ضد لیبرالی شان مهمترین ساختارصداکننده ها در جهان عرب می باشند.

زمانی که شاه سقوط کرد هرج ومرج به دنبال آن نیامد ،در ظرف هفته ها یک  سیستم بورکراتیک شیعه فضای خالی را پرکرد.وارتباط را سفسطه نمود ومذهب وهرگونه فرهنگ بالا را عادلانه انعکاس نداد.

ایران یک حکومت ستمگرانه  مانند صدام حسین در عراق با وجود آیت الله ها نیست آن یک سیستم پیچیده با انتخاب پارلمانی وقوه مجریه  است. همچنین جنبش وحرکت دموکراسی ایران قابل توجه غرب در انضباط سازمانی ونحوه دقیق استفاده کردن از تکنولوژی است .دوره های توسعه ایران  به ترکیه بیشترتا سوریه وعراق  نزدیک است،مادامی که  دو گروه توانایی انفجار در داخل را دارند.

ایران یک وابستگی  داخلی داردو هر گونه سختگیری را روی همسایگان خود داشته است ودرآینده یک ایران دموکراتیک می تواند حس خیر اندیشی داشته باشد چنانکه یک حکومت خدایی در ایران مانند جوخه های  کشتار نفوذ وقدرت در بغداد  می تواند خطرناک باشد.

ایران مرکز سرنوشت خاورمیانه است که حتی خواهان تغییر در رفتار رژیم است. علاوه برآن که یک درجه اختلاف مختصرنسبت به عراق،لبنان،اسرائیل یا ایالت متحده دارد واین میتواند تاثیر دراماتیکی روی این ناحیه داشته باشد،دقیقا مانند یک رهبر رادیکال ایرانی می تواند نیرو به "دنیای عرب"بدهد  ویک اصلاح طلب ایرانی می تواند به نیروها سازمان ببخشد واما بورژوازی عرب دراین میان  غیرشفاف است.این راه نمایش کاندیدای ریاست جمهوری میرحسین موسوی است اما دیگر رادیکال ها ولو اینکه با مهربانی وبا سطح بالاتری وظاهری مناسبتر در سطح خارجی نسبت به محمود احمدی نژاد داشته باشند موضوع را کاملا از دست می دهند.

چنانکه در ایالت شوروی سابق تغییر در ایران می تواند فقط از داخل صورت گیرد وآن  جز با میر حسین موسوی یا فردی مانند میخائیل گورباچف میسر نمی شود.

نیاز دارد که با حسن نیت روز  روشنی را در سیستم  فراهم کند ورخنه ها را افشا کند وفقط یک حامی وفدارد وثابت از جمهوری اسلامی مانند موسوی که حتی اکنون که وی رهبر یک جنبش دموکراتیک است، می تواند اعتماد را به  رقابت های انتخاباتی باز گرداند.

جنگ سرد تمام شدنی نیست چنانکه در چند روز گذشته شاهد آن بوده ایم،نبرد ایرانیان برای دموکراسی که اکنون مرکز سیاست خارجی مان است  مانند دموکراسی در غرب اروپا  در دهه 1980 بوده است.

حیاتی وحساس است که ما نگاهی روی  هدف اصلی از تغییر رژیم در عراق  بدهیم،هر کسی که از جنگ حمایت کند مانند صدام حسین سقوط می کند.

 گرچه نتیجه دموکراسی  عرب های سنی ثابت وپایدار شد اما شروع یکتاتوری محض وهرج ومرج ...  دست شیعه را  در این ناحیه قوی تر می کند.واین لازم است ونیاز بدی به نظر نمی رسد، در11 سپتامبر تروریست ها نیز چشمه ای از این گونه سرکشی ها  داشتند  زیرا ایالت های

سرسخت دیکتاتوری مانند سنی های   مصر وعربستان سعودی که شدت عمل  وناسازگاری ها  ومخالفت آنان بسیار زیاد بود و باموازنه قدرت  دراین ناحیه وحضور شیعیان ایران وبا اصلاحات آرام  شده بود وامید آن است که ایران هرگونه شورشی را در عراق برای تغییر تحمل کند واشغال عراق به شیوه ای کاملا مناسب صورت گرفته است  وبا اینحال نه فقط در ایران در هر گیرودار وآشوب دموکراتیک این حوادث اتفاق می افتد اما در مصر وعربستان سعودی هر دو کاملا سریع اصلاح یافتند.

در سال های اخیر یک پیوستگی ضد ایرانی از سوی اسرائیل پدیدار شد که دیکتاتورهای عرب سنی از آن خسته شده بودند.چرا که سراسر تاریخ ایرانیان ،یهودی ها وفارس ها یک نوع پیوستگی در برابر توده های عرب ودیگر مردمان مرزهای ایران به سمت غرب وجنوب دارند.در دیدارهای که من با کشور ایران داشته ام احساس کردم که ایران با عربستان سعودی مخالفت دارد برای مثال اسرائیل یک دشمن زهرآگین از یهودی ها ممکن است توسط  شهرت رژیم روحانی ها خاموش شود وحداقل در همین اندازه ومقدار دوام بیشتری نخواهد آورد در صورتی که محمد رضا شاه پهلوی پیوستگی مجازی خود را با اسرائیل حفظ کرد ورهبران آینده ایرانیان باید به دنیا وجهان از موقعیت جغرافیایی خود نگاه کنند چنانکه شاه اینگونه نگاه می کرد.بدون این موارد رادیکالیسم جهان سوم با ملاها در دوره ی خمینی  اشباع شده بود .

اما در آینده  نبردی پنهان بین  عرب های سنی مذهب وایرانیان شیعه برای تضاد خاموش استراتژیکی با اسرائیل  احساس می شود که  می تواند  فقظ با فشار قوی  روی اسرائیل  به واگذاری سرزمین های وست بانک تاثیر بگذارد.هرگز زمان بهتری  برای پیش رفتن به سمت صلح بین اسرائیل-فلسطین وجود ندارد حتی اگر نیاز به فروریزی ائتلاف اسرائیل وتصفیه ی این فرآیندها باشد.

خاورمیانه به دوره ی ریزش عمیقی وارد شده است واین دوره با انتخابات عراق بیشتر وسعت یافته وبعد از آن انتخابات دولت لبنان می باشد وایران شانس بهتری به چیره شدن در این ناحیه تحت نقش پویا  ودموکراتیک از آنچه تحت نظر تحصیل کرده ها ی نادان (احمدی نژاد) باشد ،دارد وآن می تواند برای ایالت متحده خیلی خوب باشد.  

موفق باشید

نویسنده:رابرت .دی.کاپلان

منبع:واشینگتن پست چهارشنبه 24 ژوئن 2009

مترجم:زهرا شریف زاده

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 15:37 |
 

سیاسی ۱۷۷

  

یک نبروی نادیده گرفته شده در ایران

 

زنان با عینک های آفتابی وروسری هایی برسرشان که با بلندگوها با مردم سخن می گفتندودر ضمن دوربین هایی نشانه هایی دردست داشتند ،اعتراضات خود را برای اولین بار مطرح نمودند.

اولین تصاویر از آنها در سال 2005 در دانشگاه تهران در اعتراض به حقوق زنان بود که  یک ذهنیت قوی از پتانسیل واقعی زنان ایرانی را نشان می داددر آن تصاویر زنان زیادی با سنین متفاوت به چشم می خورد که به مدت طولانی به بخشنامه هایی اشاره می کردند وشاید در حال حاضر مرده باشند.

اکنون تصاویر  توسط مجموعه ای رسوا شد وویدئو ها وتصاویر در اواخرهفته گذشته از زنان جوان ایرانی نشان دهنده خشونت وحشی رژیم علیه زنان را نشان داد از جمله تیراندازی به زن جوانی که کف خیابان های تهران کشته شد.

من نمی دانم که آیا این سمبلی از کشته های انقلاب است بنا به آنچه بعضی ها قبلا پیشگویی کرده اند اما من می دانم در هفته گذشته خشونتی در ایران علیه زنان وجود دارد وجنبش حقوق زنان در ایران  بخصوص در چند سال گذشته خیلی کم رشد کرد.

در ایالت متحده بیشترین مفسرین عقیده دارند که نوعی نشانه های غم  در طول تظاهرات های اخیر انتخابات باراک اوباما به چشم می خورد ودیگران می خواهند اعتبار قدرت نطق وبیان وفصاحت وبلاغت از حکومت بوش را بدست آورند.هنوز دیگران  می خواهند این را "انقلاب تویتر"یا یک "انقلاب فیس بوک"بنامند .چنانچه اگر تکنولوژی جدید که تنها الهام بخش به معترضین بسته شود همه چیز تمام می شود.

اما حقیقت آن است که واقعیت به مدت زیادی خاموش شد ونتیجه آن این بود که سال های زیادی از کار سازمانی،توسط گروه های کوچک فعالین حقوق شهری ودر راس آن همه گروه های زنان اداره می شد،وانجام کارهای بزرگ بدون توجه وبدون کمک از بیرون صورت می گرفت.

از سال 2006 یک میلیون امضاء کننده از رقابت های انتخاباتی دادخواستی را آنلاین بخشنامه کردند وقوانینی رابرای خاتمه دادن تبعیض نسبت به زنان خواستار شدند و تصویب قوانینی را خواستند که حقوق مساوی برای زنان درازدواج،حقوق برابر برای طلاق ،حقوق ارث برابر وحقوق شهادت های برابر برای مردان وزنان دردادگاه فراهم شود،هر چند بیرون کشور شکل گرفت از جمله موسسه  خیریه عبدالرحمن برومند  که توسط دو خواهر پیدا واسناد حقوق اساسی بشر ترجمه ومنتشر شدوبه صورت زنده وآنلاین اطلاعات اساسی که نام هزاران قربانی از جمهوری اسلامی در آن به چشم می خورد ،نگهداری می شود.

در دهه ی گذشته زنان ایرانی در اعتصابات دانش آموزی وهمچنین اعتصابات معلمین شرکت داشتند وسازمان های بهایی،مسیحیت ودیگر مذاهب اعضای آن توسط رژیم مرتد فرض شده بودند.

نه اوباما ونه بوش ونه Twitter بلکه دردیگر جوامع در سال های نلاش وکار دروغ پشت نمایش های عمومی مبارزه طلبی وبخصوص عده ای از زنان در خیابان ها  و..پنهان شده بود وموضوعات تکراری شون و وقوعش می تواند انفجار عمیقی در مقابل رژیم ایجاد کند،وبرای قلب ایدئولوژی جمهوری اسلامی که همانا رهبر قانونی آن  ادعای وحی الهی دارد ومی گوید سرکوبی عظیم زنان را خدا حکم کرده است، بسیار نگران کننده است.

خروج یکدفعه  ازاین عقیده توسط دهها وهزاران زن  در انتهای هفته ی گذشته  این موضع را نشان داد که دهه های گذشته ضعیف شده بود .

نخبگان سیاسی کشور می دانند که ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر شکست ناپذیری در ایران وخاورمیانه خوب است اما دو هدف تغییری پذیری احمدی نژاد که وی را در انتخابات جمهوری اسلامی ایرانیان به چالش کشید قول ها و وعده وعیدهایی بود که بدان عمل نکرد از جمله لغو قوانین مربوط به تبعیض زنان بود که چنین چیزی اتفاق نیفتاد ومنجر به هیچگونه تغییری نگردید.اما آقای میر حسین موسوی از همسرش که شخصیت علمی وسیاسی ورئیس  سابق دانشگاه  می باشد در ظهور وپیدایش رقابت های انتخاباتی اش وی را یاری نمود وباهوش های ایرانی می دانند که زنان یک تهدید عمیق برای قدرتشان می باشند.

فعالینی چون لادن برومند نوشته است :

رژیم  دردسر برای فرونشاندن  وحشیانه مخالفینش نمی خواهد بلکه فقط قصد ارعاب آنها را دارد،هیچ کس قتل وخودکشی نمی خواهد بلکه همه طالب صلح وخلع سلاح کردن زنان در شلوارهای آبی  هستند.مگر اینکه این مراحل در خیابان ها تکرارا شود ورژیم یک تهدید شوم برای آنان ارائه دهد.در این میان ممکن است رژیم موفق شود  ودر کوتاه مدت معمولا خشونت موفقیت آمیز بوده است اما در بلند مدت پیوندها ،ساختارها ،سازمان ها ومجموعه ی گروه هایی که توسط زنان ایرانی  اداره می شود ،تکرار خواهد شد واین سبب فرسوده تر شدن رژیم ایرانیان می گردد.

من بارها ودر سال های اخیر مباحث و موضوعات زنان را مطرح کرده ام . اما در دنیای اسلام مسئله زن در  رده دوم قرار دارد.وآنچه مورد بحث  پایداری امنیت ،نفت وحفظ توانایی می باشد اما در نیم جمعیت جهان به علت فرونشاندن ونادیده گرفتن حقوق بشر وشهروندی یک نوع بی ثباتی ذاتی وجود دارد وبزودی در ایران نیز شاهد یک عقب نشینی خواهیم بود وما آشکارا آن را به نظاره خواهیم نشست.

موفق باشید

مترجم:زهرا شریف زاده

منبع:واشینگتن پست سه شنبه 23 ژوئن 2009

نویسنده:خانم آن آپل بایوم

 

+ نوشته شده توسط زهرا شریف زاده در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:38 |